گزارش صعود به قله پازن پیر، دنا

گزارش صعود به قله پازن پیر به ارتفاع 4302متر

( دنا یکی از وحشی ترین،، زیباترین،، و بکرترین،، کوههای جهان است.)

ازتاریخ 28/3/99تا 30/3/99

روز چهارشنبه ساعت 9 صبح از شیراز با یک دستگاه اتوبوس با تعداد 27 تن عازم روستای کاکان شدیم واز انجا به سمت راهدارخانه یا اب نهر شدیم ساعت 12:30 به آب نهر رسیدیم از اتوبوس پیاده شدیم کوله ها را به دوش کشیدیم ساعت 12:50حرکتمان را از پا کوب عشایر رو سمت چپ که در جهت شمال غربی بر روی یال خاکی قرار دارد پیش گرفتیم در بین راه چشمه ای بود که از انجا آب برداشتیم پس از یک ساعت با شیب تند و زیگزاگ به یال سنگی در مسیر میرسیم با گذر از این یال سنگی در جهت شمالی به طرف نهری کوچک سرازیر شدیم به چشمه سارهای پوشیده از چمن میرسیم که منزل عشایری وجود داشت سپس راه پاکوب را ادامه میدهیم تادر شیب بعدی پس از 4/5 ساعت از جاده آب نهر به دشت زیبا ودیدنی مارپیت میرسیم دشت مارپیت دشتی است که با چمن های طبیعی پوشیده از گلهای زرد آلاله واب فراوان که بطور مار پیچ در بهار راه خود را از بین گلها وچمن ها باز میکند وبه همین علت نیز دشت مار پیچ نام گرفته است که در گویش محلی پیت میگویند که در اینجا ساعت17را به مانشان میداد که انجا اتراق کردیم برای صرف ناهار بعداز خوردن ناهار و استراحت ساعت 18حرکتمان را اغاز کردیم از بین دشتها و برفهای اندکی گذشتیم تا اینکه به یک سرازیری تند و زیگزاگ به سمت غرب از دشت مار پیت به گردنه خطیر سوخته رسیدیم گردنه خطیر سوخته بین دو منطقه شمالی وجنوبی قرار دارد از پای جاده اب نهر تا گردنه خطیر سوخته حدود 6 ساعت زمان نیاز دارد ساعت 19 به این منطقه رسیدیم و اتراق کردیم و چادرها را برپا کردیم وشب را بیتوته کردیم.
صبح روز پنجشنبه ساعت 5 بلند شدیم وکوله ها را جمع کردیم و کمی نرمش کردیم ساعت 5:25 حرکتمان را آغاز کردیم که تعداد 22 تن بودیم 5 تا از دوستانمان هرکدام به دلایل خاصی نتوانستند ما را همراهی کنند، در اینجا به جای خانم سیاح خانم سلمه فخاری سرقدمی گروه را بر عهده گرفت حرکتمان را اغاز کردیم از یال شنی با شیب تندی از زیر دیواره به صورت تراورس حرکت کردیم تا به یال شمال غربی رسیدیم و به صورت زیگزاگ یال را ادامه دادیم تا به کرو خدارسیدیم که به دره ای به صورت U بود با یخچالهای بزرگ و کوچک که در حال ذوب شدن بود و نهری در بین این دو دامنه به وجود نی اورد واز خطیر سوخته تا کرو خدا 2 ساعت زمان می برد ساعت 7:30 کر و خدا بودیم بعد از انجا به سمت یال غربی کرو خدا حرکت کردیم در بین راه از مسیری رفتیم که برف وجود نداشت تا اینکه ساعت 8:10 برای صرف صبحانه ایستادیم بعد از صرف صبحانه یکی از دوستان قصد بازگشت داشت که اقای قانع به خاطر اینکه همنوردمان تنها بر نگردند با ایشان برگشتند و آقای عظیمی را سرپرست برنامه قرار دادند به این صورت ما با تعداد 20 تن را همان را به سمت قله به پیش گرفتیم از بین برفها گذشتیم تا اینکه به یک دوراهی رسیدیم که سمت چپ به دشت گرگی بزرگ راه داشت و سمت راست به تنگ خرسان و ما همان تنگ خرسان را انتخاب کردیم به این دلیل که سمت دشت گرگی پراز برف بود و شیب تندی داشت بعد از وارد شدن به تنگ خرسان که راهی صاف و پراز برف اما بدون شیب بود مسیر را طی کردیم بعد از مدتی که از پیمایشمان میگذشت وارد پاکوبی شدیم که برف نداشت از انجا راه را ادامه دادیم طی مسیر بسیار زیبا بود وچمنزارها وگلهای آلاله بسیاری بود ساعت 12:10 به زیر قله رسیدیم یکی از همنوردان به علت خستگی از امدن انصراف دادن و ما با تعداد 19تن به سمت قله راهی شدیم که پر از برف وشیب تندی وجود داشت که اقای عظیمی و اقای یونسی با کندن پاکوب راه را برای دیگر همنوردان راحت کردند ساعت 12:30 به قله رسیدیم که پر از برف بود بعد از خوشحالی کردن و به هم تبریک گفتن و عکسهای یادگاری گرفتن و پلاکارتی که از طرف باشگاه به خاطر در گذشت روانشاد فرجامی کوهنورد فقیدی که در کوه دراک در منطقه نعل اسبی جاودانه شد بر روی قله با فاتحه ای برای شادی روحش تقدیم شدوعکس یادگاری گرفته شد که تقدیم خانواده محترمشان گردد سپس ساعت 13 به علت باد شدید مسیر برگشت را اغاز کردیم واز همان مسیر که رفته بودیم برگشتیم قسمتی از راه را روی برفها سرسره بازی کردیم وخیلی خوش گذشت وبه نقطه ای رسیدیم که همنوردمان را تنها گذاشته بودیم و دیدیم که رفته اند با نشانی که گذاشته بودند. ( که این امر توسط اقای عظیمی به ما اموزش داده شد) البته همنوردمان با گروهی از کوهنوردان که در راه برگشت از قله بودن برگشته بودن خلاصه راهمان را ادامه دادیم تا اینکه ساعت 14:45 به اول دشت خرسان رسیدیم برای صرف ناهار و هنگامی که همنوردان مشغول نهار خوردن بودند یکی از دوستان بر اثر لیز خوردن روی برفها کمی دستش جراحت برداشت که توسط خانم دکتر رحمانی پزشک تیم پانسمان شد و ساعت 15:35 را همان را دوباره ادامه دادیم و باز از روی برفهابه سمت کروخدا رفتیم از دست به سنگها و شیب تند وشنی هم عبور کردیم تا اینکه ساعت 18:30 به کمپ رسیدیم و مورد تشویق دوستان قرار گرفتیم و با چای و دمنوشهایی که درست کرده بودند خستگی را از تن همنوردان بیرون آوردند شب را هم همانجا خوابیدیم وصبح روز جمعه ساعت 5 بلند شدیم و وسایلها راجمع کردیم نرمش کردیم وساعت 6:30 حرکت کردیم ساعت 8:20 به دشت مار پیتی رسیدیم صبحانه را خوردیم عکسهای یادگاری گرفتیم وساعت 9:10 راهمان را ادامه دادیم تا اینکه ساعت 12:35 به پای اتوبوس رسیدیم سوار شدیم و در پارک اردکان نهار خوردیم و دوباره طی مسیر دوستان هندوانه خریدند و زیر سایه درختی و در کنار جوی آب، هندوانه را خوردیم و راهی شیراز شدیم و به سلامتی ساعت 5 شیراز بودیم و این سفر هم به همه ما خوش گذشت و تشکر میکنم از تمام مسئولین و همنوردان .

تشکر از همنورد گرامی، سرکار خانم کشاورز جهت نوشتن و ارسال گزارش.

ارسال نظر